سرخوشی

گردگیری

نباید بترسم

از خاکی که رویت نشسته

تکان نمی‌خوریم

محیطمان خاکستری‌تر

از آنچه می‌بایست

وقتی مدتهاست

چیزی برای تجزیه و تغذیه نیست

غبارها هم

می‌میرند

دستاورد ندارد

آوردنش

درد ندارد

جاروی‌برقی‌ام بود که

همه چیز را

بلعید

تکه لگوی قرمز لبهایت هم روش

         

ایرانشهر – یک دقیقه به یک – مرداد یک شب

(نسخه‌ی دو با تقطیع متفاوت)

_____

امیرعلی قاسمی