مجله‌ی سرخوشی

درباره‌ی سرخوشی

سرخوشی یک پروژهٔ ناتمام است به‌نوعی می‌توان گفت به شکست نسبی خود واقف است، از اسم پروژه گرفته که به‌راحتی می‌شود آن را با تلاش‌هایی که برای عادی‌سازی وضعیت موجود و پرت کردن حواس خلایق از امور جاری مرسوم است، اشتباه گرفت. سرخوشی قصد ندارد امید واهی تزریق کند ازاین‌رو با سرخوش‌ها و مدافعان وضع موجود الزاماً میانه‌ای ندارد اما به فراخور حال و موضوع پرونده‌ها ممکن است به تیپ‌نگاری آن‌ها بپردازد.

پس از برگزاری دو نمایشگاه افسردگی عمیق و افسردگی عمیق‌تر، قرار بود بخش سوم این برنامه با عنوان «سرخوشی بی‌دلیل» و در فضای عمومی برگزار شود و به‌نوعی این چرخه را کامل کند، با نگاهی انتقادی به انفعال و بی‌عملی و در برابرش بی‌خیالی و بی‌مسئولیتی که هر دو می‌توانند در حیطه‌ی شهروندی مخرب باشند. اتفاقی که هیچ‌گاه در آن دوره از مرحله‌ی طرح و اتود فراتر نرفت.

سابقه‌ی راه‌اندازی سایت سرخوشی که قرار بود بر پروژه‌هایی در فضای عمومی تمرکز کند، به سال ۱۳۹۰-۱۳۹۱ بر می‌گردد. پوستری برای معرفی سایت و فراخوان آن توسط سیامک پورجبار طراحی شد و نشست‌هایی هم در طی این سال‌ها  اینجا و آنجا به‌تدریج و نا‌منظم بر پا گردید از جمله: پروژه‌های پارکینگ (گفتگو با هنرمندان اندونزیایی ایروان احمد و تیتا سالینا)، پروژه‌های محسن (چند برخورد نامعمول: باغ کارخانه، تهران کارناوال و تجربه‌هایی از لاهیجان، تهران و سنندج) و سال‌ها بعد گالری آران (نشست هنر در فضای عمومی) و موزهٔ هنرهای معاصر (سخنرانی میشل دویلده) میزبان آن‌ها بودند.

سرخوشی در شکل حاضر به کالبد یک مجلهٔ آنلاین درآمده است که به‌صورت گروهی و با گروه‌های مختلف موازی ثابت و مهمان به‌روز می‌شود. آنچه آن‌ را «شماره‌ی صفر» می‌خوانیم و در آرشیو موجود است، تلاش‌هایی بود در بازه‌ای یک‌ساله در یک فاز جعبه شن (SANDBOX) که روی سایت قرار گرفت، بدون آنکه نمایه و انعکاس و همرسانی خاصی روی شبکه‌های اجتماعی داشته باشد.

برای آغاز سال ۹۹ پس از فراز و نشیب فراوان و رویدادهای متعددی که تعریف و رابطه‌ی ما را برای همیشه با شهر، فضای عمومی، ارتباطات اجتماعی و بازی دگرگون می‌کند، بر آن شدیم چندین پروژه‌ی چندرسانه‌ای را منتشر کنیم. بااینکه همه‌چیز برای همیشه تغییر کرده ما همچنان می‌نویسیم: آگاهانه، سرخوش و مطالبه‌گر.

و در پایان متن کوتاهی که با آن آغاز کردیم را مرور می‌کنیم:

«سرخوشی، به هنر در فضای عمومی علاقه‌مند است، درباره‌ی شهر دغدغه دارد، دوست دارد به‌جای مصرف‌کننده بودن چیزی به شهر اضافه و کم کند. سرخوشی رسانه است، در سرخوشی متن، صدا و عکس و ویدیو پیدا می‌کنید، و همچنین پرونده‌هایی که به‌صورت گاهنامه منتشر می‌شود.»

فروردین ۱۳۹۹